السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

209

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

فعل و انفعال را مشاهده نمايم و خداوند به او امر فرمود تا چهار پرنده را قطعه قطعه گرداند قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ و آنها را با يكديگر ممزوج نمايد همچنانكه مردار مذكور در ميان گوشت و خون حيوانات درنده مخلوط و ممزوج گرديده است ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً [ 1 ] ظاهر روايات اشعار دارد كه ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را با چشم سر مشاهده نمود اما پاره‌اى از روايات اين رؤيت را امرى قلبى و روحانى مىدانند . « محمد بن عبدالله بن طيفور » در كتاب « علل الشرايع » پيرامون آيه رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى مىگويد : خداوند به ابراهيم ( ع ) امر فرمود تا به ملاقات يكى از بندگانش برود . هنگاميكه ابراهيم نزد آن شخص آمد از او شنيد كه مىگفت : شنيده‌ام خداوند بنده‌اى بنام ابراهيم را خليل خويش قرار داده است . ابراهيم از او پرسيد : نشانه آن بنده چيست ؟ آن عبد صالح در پاسخ گفت : نشانه‌اش زنده كردن مردگان است . ابراهيم ( ع ) كه خود را بر اين وصف ديد از خداوند درخواست كرد تا مردگان را حيات مجدد بخشد و خداوند به دو وحى فرستاد : أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ ؟ قالَ : بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي يعنى من اطمينان حاصل نمايم همان خليلى هستم كه تو برگزيده‌اى . و شايد منظور او معجزه‌اى بوده است كه بسان پيامبران ديگر بدان مسلح گردد . همچنين خداوند به ابراهيم فرمان داد تا براى زنده كردن مردگان ابتدا آنان را بميراند و به همين خاطر بود كه به دستور خداوند او چهار گونه پرنده يعنى « طاووس » و « كركس » و « خروس » و « مرغابى » را ذبح نمود . منظور از طاووس همان زبور و آرايش دنيوى است و منظور از كركس آرزوهاى طولانى مىباشد و مقصود ازخروس شهوت و مرغابى حرص و طمع است . يعنى اى ابراهيم اگر قلبى زنده و بيدار و سكينه و وقار باطنى را خواستارى از اين اوصاف چهارگانه بر حذر باش و سؤال ابراهيم ( ع ) كه فرمود : رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى و نيز سؤال پروردگار از او كه فرمود : أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ هر دو اشاره و فرمانى الهى بود چرا كه خداوند از درون پاك ابراهيم اطلاع كامل داشت و مىخواست بدين وسيله از او رفع تهمت نمايد و او را

--> [ 1 ] علل الشرايع - ص 586 و سورهء بقره - آيهء 260 .